سیصد و یازده

مجنون هیچ نگفت و مُرد فکأن لم یکن و هیچ‌کس نفهمید که او مجنون است چون او مرده بود و نه این‌که دکان و دستگاهی از برای عشق به لیلی درست‌کند و در هر کوی برزن او را بشناسند...

+ فی الواقع او خمول بود و خمول ماند.

++ ما به عنوان اول شخص غایب برای او فهمیدیم و الا اول شخص مخاطب و مثنای مخاطب و جمع مخاطب، اعم از مذکر و مؤنث نفهمیدند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.