۲۰۷۴

دیشب به مامان می گم می خوام همین که درسم تموم شد برم زبانُ باشگاهم رو ( البته باشگاهُ همین الانشم میرم ) به صورت جدی ادامه بدم! کاپلان بخرمُ حسابی بخونم، بعدش حالا تصمیم می گیرم ارشد شرکت کنم یا چی!می گه کار خوبی میکنی زبان این روزا همه جاحرف اولُ می زنه تازه شم بخوای یه وقت از ایران بری یا اونجا اقامت بگیری یا حتا یه مسافرت ساده هم بری زبان بلد نباشی باختی :)) امسال قصد ارشد دادن ندارم ، براچی نخونده ارشد بدمُ اون رتبه ای که مد نظرم هست ُ هم نیارم بعدشم افسردگی بگیرم که چرا اینطوری شد ؟!

# به یار می گم بهتر نیست تخصصمو روانشناسی کودک بردارمُ مهد کودک بزنمُ کولاک کنم توو شهر؟! می گه عااالیه! خیلی خوبه، یه جارو در نظر میگیریم مثلا توو شهرک، کلی نقاشیش اینا می کنیمُ پارکُ وسایل بازی لاکچری ُ مربی های فرهیخته و کار بلد و ..... من هیچ من نگاه  مرسی که همیشه از ایده هام استقبال می کنی ! 3> ایده ی کتابفروشی رو هم همچنان توو ذهنش داره ! آخ اگه من کتابفروشی بزنم! یعنی می ترکووونم تو شهر 

# یه سری من برای یار کفش انتخاب کردمُ به سلیقه ی من خرید کرد ، حالا بهش می گم بیا برام کتونی انتخاب کن این سری می خوام به سلیقه ی تو کفش بخرم :)) می گه تو خودت سلیقه ات از من بهتره می گم نه بحث این نیست می خوام به نظر و سلیقه ی تو باشهبچه م ذووق کرد اصن :* فردا یا پس فردا بعده کلاس می ریم بسوی خرید ! 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.